تبليغاتX
اراذل اوباش کنکور 90


اراذل اوباش کنکور 90

یه وبلاگ توووووووووووووووووپ واسه بروبکس کنکور نودی دبیرستان هوشمند

بی ادب

توسرت

فک کنم عمرا درسامو بتونم پاس کنم اخه تاریخ میانترمام ب ترتیب تو۳روز متوالی ب ترتیب مواد فیزیک استایک سه تا درس تخصصی  اخه چرا اینقدر مکانیکیای ۹۰ بدبختیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بچه ها برام دعا کنید مهسا تو دعا نکن خدا لجش میگیره

 

دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391| 11:6 |مریم| |
مرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررگ
جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391| 13:14 | سمیه| |
دیروز با بروبکس کلاس تو یونی رفتیم اردو اروا کله مون

میبد

اقدر جادون خالی گرم و خش بود که هلاک شدم

تخ بیشورن حال دیه...مثلا هنو بهاره و اقدر گرمه

تابسونش چی چی مشه

الهی رو تخ

بعدشم رفتم تو چمنا نشسم و بچا کیک گنده ی تولد اوردن و مثه کرکس رختن سرش  و حالا نخور کی بخور

پسرا مثه چطر مخوردن

ما دخترکا بدبخت هم خو یتا  ذره که خوردم سیر شدم

 

پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391| 16:24 | سمیه| |
بچکاااااااااااااااااااااااا

من امروز میانترم ریاضی ۲ داشتم .............

خیلی نا خش بود سر جلسه که بلند شده بودم داشت سرم گیج می رفت دیگه تا مرز دیوونگی پیش رفتم باورتون نمیشه

ای داد امیر حسین................................(استاد ریاضیمون)

چنان حرف میزد که امتحانتون اسونه که همینجوری می خاستم با سر برم تو دیوار البته خداییش من نخونده بودم این حجم کتابو می خاستم توی دو روز بخونم در حالی که استاد از اول ترم تاحالا میگفت بخونین ریاضی ۲ شوخی بردار نیست(به قول خودش:شما باید خیلی کار کنینامیدوارم که...)

ولی واقعا از استادم خجالت میکشم تازه قرار شده دوشنبه دفتر حل تمرینامونو تحویلش بدیم یعنی همون تمرینایی که واسه ی امتحان حل کردیم حالا فرض کن بعد امتحان باید برم تمرینشو حل کنم (چرا عاقل نکند کاری را به موقع اش که حالا مث .. تو بمونه؟)

شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391| 19:51 |سمیرا| |

اهل دانشگاهم

رشته ام علافیست



جیبهایم خالیست

پدری دارم



حسرتش یک شب خواب!

دوستانی همه از دم ناباب

و خدایی که مرا کرده جواب


اهل دانشگاهم

قبله ام استاد است

جانمازم نمره!

خوب میفهمم سهم آینده من بیکاریست



من نمیدانم که چرا میگویند

مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار

و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست



چشم ها را باید شست

جور دیگر باید دید


باید از مردم دانا ترسید!

باید از قیمت دانش نالید!




وبه آنها فهماند

که من اینجا فهم را فهمیدم

من به گور پدر علم و هنر خندیدم
پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391| 8:45 | سمیه| |

۴ تا ازبک گل هم افتیدد چه کا مکند که نمید وب؟

تخ بیشورن حال دیه

جمعه هشتم اردیبهشت 1391| 11:46 | سمیه| |
امروز جاتون خالی اتوکد داشتیم

رسما گند زدیم تو امتحانمون

یکی پلان داده بود فک کنم پلان کاخ سفید بود:دی

نصفشو که کشیدیم اومدیم دایره های مرکزیشو بکشیم ...یکی از بچه ها اومد گند زد توش پاکش کرد

ما هم وقت کم آووردیم و گند زدیم تو نمره مون

یکی از پسرا اومد برای یکی از دخترا ربع پلانو توی ۱ مین کشید:دی

دهنمون سرویس شدا

خب طبیعیه دیگه کسی که میره کلاس فوق العاده همینه دیگه

پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391| 23:59 | سمیه| |
مریم کوجای دادا؟

رویا سقط شدی؟

 سمیرا؟مردی؟

 

پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391| 0:57 | سمیه| |
مهسا من هستم داداش

خاک تو سر همه

 

 

پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391| 0:43 | سمیه| |
من امدم نبودید رفتم
چهارشنبه سی ام فروردین 1391| 23:46 |مهسا| |

Design